کتاب پژوهشی حماسه، پدیدهشناسی شعر
پهلوانی، با ترجمه و نگارش جلال خالقی
مطلق ـ پیرایشگر معتبرترین نسخهی
شاهنامهی فردوسی ـ، بهترین و
جامعترین کتابی است که تا حال
دربارهی حماسه به زبان فارسی منتشر
شده است.
با اندوه و دریغ ِ بسیار باید
بپذیریم كه ما ایرانیان، در كار ِ
نگاهبانی از مُردهریگ ِ
گذشتگانمان و ثبت و ضبط ِ جُزء
به جُزء ِ كُنِشهای ِ فردی و
اجتماعیی ِ آنان – كه میتوانست
رهنمون ِ روشنگر ِ ما به هزارتوی
ِ زمانهای ِ سپریشده و
بازْنگشتنی باشد – كوتاهیی
نابخشودنی كردهایم و این
خویشْكاریی ِ بایستهی ِ فرهنگی
و ملّی در ذهن و ضمیر ِ ما
نهادینه نشدهاست.
نویسندهی
یونانی آثِنایُس که در سدهی دوم
میلادی در روم می زیست، کتاب پرحجمی
با عنوان "بزم فرزانگان" در پانزده
فصل تألیف کرده که در آن به بسیاری از
موضوعات زندگی مادی و معنوی ملل
باستان از جمله ایرانیان پرداخته است.
در نوف
پنجم
اسفندماه، روز زن در ایران باستان
به همین مناسبت جستار دکتر خالقی در باره
روز زن
را در
اینجا بخوانید. گفتگوی
مرا با ایشان می توانید در
اینجا
بشنوید
بدینوسیله
از نشریات، مجلات، فرستندهها، رسانهها و
انجمنهای ادبی و فرهنگی خواهشمندم که از بنده
درخواست مقاله و گفتگو و سخنرانی نفرمایند تا شاید
بتوانم در این چند روز باقیمانده از عمر برخی از
کارهای ناتمام خود را به انجام رسانم. همچنین از
کسانی که از راه محبت برای بنده کتابی، مجلهای،
نامهای... میفرستند، اگر وظیفۀ پاسخ و سپاسگزاری
به سبب بیماری و کار زیاد به تأخیر افتد یا نرسد،
آنرا حمل بر بیادبی نکنند و گناه مرا به بزرگواری
خود ببخشند. در اینجا پیشاپیش از همۀ این عزیزان
پوزش میطلبم و از لطف آنها سپاسگزارم و از خداوند
بزرگ برای آنها تندرستی و توفیق آرزومندم.
یک علت پیدایی نوروز
پرواز جمشید به آسمان است. ما میدانیم که جمشید
یکی از اشخاص هند و ایرانی است. یعنی پیش از اینکه
ایرانیان به نجد کنونی ایران بیایند به جمشید
اعتقاد داشتند و جمشید را میشناختند. بنابراین
نمیتواند جشن نوروز از جشنهایی باشد که ایرانیان
از مردم بومی برزگر نجد ایران شناخته باشند.
همینطور در مورد جشن مهرگان. یک علت جشن مهرگان
گفتیم که مربوط به پیروزی فریدون بر ضحاک است.
فریدون هم یکی از اشخاص هند و ایرانیست. یعنی
ایرانیها با او پیش از اینکه به نجد ایران بیایند
آشنا بودند و ضحاک هم ما میدانیم همان اژدهاک
ایرانی است، بنابراین هیچ نوع ارتباطی با مردم
بومی ایران پیدا نمیکند.
در
موزﮤ
هنرهای معاصر اصفهان ــ اصفهان اردیبهشت 1385
شاعر آلمانی و مترجم شاهنامه فریدریش روکرت یکجا در مقایسۀ
همر و فردوسی میپرسد: "اصلا تفاوت میان فردوســی و همــر
در چیست؟" و سپــس خود پاســخ میدهد: "تنـها همین که
فردوســی کمـی کمتر از هُمـــر جســـم دارد، ولی خیــلی
بیشــتر از او روح"1. منــظور روکـــرت از "جسم" توصیفهای
رزمی است و از "روح" معنـویات و احساسات نازک و لطیف.
2
ـ اگر بخواهیم ادب را بر اساس
شاهنامه و
دیگر تألیفاتی که پیوند کامل با فرهنگ ایران باستان دارند
تعریف کنیم،
ادب عبارت است از "نازکی و اندازه
در پندار و گفتار و کردار". به سخن دیگر،
نازکی یعنی
"ظرافت کمال مطلوب" و
اندازه یعنی "میانهروی، اعتدال"
در همه کارها، دو خصیصه و معیار مهم
ادباند.
روز این جشن پنجم اسفند بود. پر بیراه نیست اگر بانوان روشنفکر
ایرانی دست کم کنگرهها و جلسات ویژۀ مسائل زنان را در این روز
برگزار کنند تا یاد آن جشن دوباره زنده گردد.
آوردهاند که هرگاه موبد موبدان١ بنزد پرویز
میرفت، میگفت: "پادشاها، بختت بلند و بر دشمنانت پیروزی باد،
از نیکی برخوردار و از فرمانبردن از زنان برکنار باشی!" شیرین
که یکی از زیباترین و خردمندترین زنان زمانة خود بود، از این
سخن موبد هرباره خشمگین میشد، تا اینکه روزی به پرویز گفت:
...
چه دیــر آمد و بر دل نشســـت و زود برفت چهآتشی بهمن افکند و خود چو دود برفت نــــــرفت تا به زبان درسِ مهــرِ او خــواندم چـــو مهر او به دلم گـــــشت تاروپود برفت